![]() |
![]() |
|
| وبلاگسرای پارسیان |
|
(( سپندارمزدگان شاد باد )) چند سالی است که ۲۵ بهمن ماه در بین جوانان ایرانی هیاهو و هیجانی دیده می شود و مغازه های اجناس لوکس و کادویی پر از جوانانی است که برای ابراز مهر و محبت به یکدیگر در حال خرید دیده می شوند . ابراز عشق و دوستی یکی از هدایای آفریدگار به نوع بشر و بسیار پسندیده و شایسته فرزندان میهن گرامی ما ایران است . اما آنچه در این پدیده جای شگفتی و حتا شوربختی است تقلید فرزندان این آب و خاک که پیشینه ای درخشان و فرهنگی افتخار آمیز دارند از پدیده ای نو ظهور به نام valentine که واژه آن از نام کشیشی به نام والنتینتوس آمده که در زمان کلودیوس امپراطور روم که ازدواج را برای سربازان رومی قدغن کرده بود اقدام به عقد سربازان رومی با دختران محبوبشان می نمود و سرانجام این کشیش به زندان افتاد . در زندان عاشق دختر زندانبان گردیده و با قلبی عاشق به جرم جاری کردن عقد عشاق به جوخه اعدام سپرده می شود . غربی ها سالروز مرگ وی را که سه قرن پس از میلاد مسیح به وقوع پیوسته را گرامی می دارند و اکنون به دلیل احساس بی هویتی/ جوانان سرزمین کهن را در دام فرهنگ اجنبی مشاهده می کنیم . این ضربه چنان سهمگین بر ما فرود آمده که کمتر کسی است که امروز بداند در ایران باستان نه چون رومیان سه قرن پس از میلاد بلکه ۲۰ قرن پیش از میلاد روزی موسوم به روز مهر در میان ایرانیان وجود داشته است و جالب اینکه بدانیم در گاهنامه ( تقویم ) جدید ایران دقیقا این روز همزمان است با ۲۹ بهمن یعنی تنها چند روز پس از ولنتاین فرنگی . این روز (( سپندارمزدگان )) یا اسپندگان نام داشته است . فلسفه روز عشق به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه سی روز داشته است و هر روز دارای نامی بوده است و سپندارمزدگان لقب ملی زمین بوده یعنی گستراننده و مقدس و فروتن و بر این باور بودند که زمین نماد مهر است چون با فروتنی و تواضع و گذشت به همه مهر می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامن پر مهر خود امان می دهد . بنا بر این به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان سپندارمزدگان را به عنوان نماد مهر می پنداشتند و جشنی با نام جشن سپندارمزدگان می گرفتند . سپندارمزدگان جشن زمین و گرامی داشت مهر است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند اما اکنون مدت هاست مردم با فرهنگ کهن و باستانی خود نا آشنایند و شکوه و زیبایی این فرهنگ با آنان بیگانه شده تا جایی که جوانان ما با داشتن چنین منطق پاک و بی آلایشی به دامان فرهنگ بیگانه پناه می برند . هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهفته است و اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند ملت هایی هستند که توانسته اند فرهنگ اسطوره ای باستانی خود را حفظ کنند . شاید هنوز هم دیر نشده باشد که روز عشق فرنگی را از ۲۵ بهمن به ۲۹ بهمن ماه منتقل کنیم و نام زیبای سپندارمزدگان ایران باستان را جایگزین valentine غربی و بیگانه نماییم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 22:40 توسط ساشایان |
|
|
- (( جشن سده خجسته باد )) - جشن سده : روز مهر از ماه بهمن / شانزدهمین روز از بهمن ماه باستانی / ۱۰ بهمن خورشیدی . جشن سده از زمان های بسیار دور به یادگار مانده است و جشن پیدایش آتش است . روایت آن در شاهنامه فردوسی چنین آمده است : روزی هوشنگ شاه پیشدادی به همراهی یاران خود به کوه می رود و در راه به مار تنومندی برخورد می کند و با سنگ بزرگی به جنگ او می شتابد و سنگ را به سوی مار پرتاب می کند . سنگ به سنگ دیگری برخورد کرده . جرقه ای بیرون می جهد و به خار و خاشاک اطراف شعله می کشد و آتش فروزان پدیدار می گردد و از آن پس جشن سده برگزار می گردد . سده از واژه ست در زبان پهلوی آمده است و معنی آن صد می باشد . بنابر تقسیم فصلی ایران باستان آغاز فروردین تا پایان مهر ماه را تابستان بزرگ و از اول آبان تا پایان اسپند ( سپندارمزد ) را زمستان می نامیده اند . سده هنگامی است که صد روز از زمستان می گذشت و یا به روایت امروزه ۵۰ شب و ۵۰ روز به نوروز مانده است . اجرای مراسم بدین گونه می باشد : پس از غروب آفتاب سه تن از موبدان در حالیکه لباس سپید بر تن دارند به سوی توده ای از هیزم خشک که از روز قبل تهیه گردیده حرکت می نمایند . گروهی از جوانان که لباس سپید بر تن دارند با مشعل های روشن موبدان را همراهی می کنند . موبدان بخشی از اوستا که معمولا آتش نیایش می باشد را می سرایند . موبد بزرگ به وسیله آتش موجود در آتشدان و جوانان سپید پوش با یاری از شعله های مشعل هیزم را آتش می زنند . گروه موزیک از آغاز تا پایان آهنگ های شادی می نوازد . ایرانیان با شادی پیروزی شعله ور شدن آتش سده را جشن می گیرند و به امید آنکه تا جشن سال دیگر روشنایی و گرمی در دلهایشان باشد به خانه باز می گردند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 23:26 توسط ساشایان |
|
|
آنان که به سر در طلب کعبه دویدند چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند . رفتند رفتند در آن خانه که بینند خدا را بسیار بجستند خدا را ندیدند چون موتکف کعبه شدند از سر تکلیف . ناگاه ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند که ای خانه پرستان . که ای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ ؟ (( آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند )) ( مولانا جلال الدین محمد بلخی / مولوی ) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 23:44 توسط ساشایان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
۱ - احساس وظیفه ی ما به مام میهن (ایران).
۲ - آشنایی جوانان ایران زمین با میراث اجدادمان که در دوره های تاریخی مختلف از بین و از یاد رفته است . ۳ - دنباله روی از راه بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان (کورش بزرگ) برای رسیدن به صلح و آزادی حقیقی بشر . ۴ - مقابله با فرهنگ های غلط خاوری و باختری و استقلال ملی و استفاده ی درست از سرمایه های ملی برای آیندگان این سرزمین . ۵ - ایجاد همدلی بین تمامی ایرانیان و پارسی زبانان جهان . ۶ - تلاش برای رسیدن به آنچه که لایق نام ایرانی است . |
| پیوندهای روزانه |
|
من پارسیم پاینده باد سرزمین کورش بزرگ arashsnik آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
RSS
|