تبليغاتX
ساشایان
وبلاگسرای پارسیان

تپه سیلک

شرکت گاز با مجوز اداره میراث فرهنگی و تایید کارگروهی از سرنشینان اداره های شهرستان کاشان برای نصب علمک گاز در گستره درجه یک (( سیلک )) اقدام به حفاری در این گستره کرده است .

این در حالی است که بر پایه قوانین و مصوبات میراث فرهنگی این کار غیر قانونی است . غلامرضا حسنی مقدم مدیر اداره میراث فرهنگی کاشان در این باره گفت : ( من حفاری شرکت گاز را تایید نکردم و به شدت مخالف هرگونه حفاری در سیلک هستم . این تصمیم توسط کارگروهی که سرنشینان اداره های کاشان در هستند و در کاشان تشکیل شده بود گرفته شده است ) .

 البته به نظر حسنی مقدم چون حفاری در ژرفای کم انجام می شود مشکلی به وجود نخواهد آمد . وی در پاسخ به این پرسش که مجوز داده شده به شرکت گاز غیر قانونی است پس چگونه است که حفاری مشکلی ندارد ؟ گفت : این که می گویم مشکلی ندارد به این شوند است که تصمیم به شکل گروهی گرفته شده است و همه باید تابع آن باشند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 22:12  توسط ساشایان | 

زرتشت ÷یامبر

بر فروهر پاک زرتشت پیام آور نیکی ها درود باد

پنجم دی ماه را به یاد بسپار که روزی است متفاوت با روزهای دیگر . این روز را به یاد بسپار چرا که دستی نابخرد / آینه دار خرد و اندیشه / اشو زرتشت مهر اسپنتمان را به کام مرگ کشید . پنجم دی ماه را به یاد بسپار که زرتشت پیام آور خرد و آشتی به جرم خردورزی و دوست داشتن جهان و هر چه در اوست جان باخت .

اشو زرتشت نخستین پیامبر یکتا پرست جهان خداوند را (( اهورامزدا )) - (( اهورا )) به چم هستی بخش (( مز )) بزرگ و (( دا )) به جم دانش و خرد - نامید .

حکیم فرزانه ی توس ( فردوسی توسی ) این واژه را اینگونه در پیشانی کتابش (( شاهنامه )) آورده است : (( به نام خداوند جان و خرد )) . خدای اشو زرتشت مهر بی پایان / دانش بی پایان و خرد بی پایان است .

پیش از اشو زرتشت به شوند پیشه گله داری که در میان مردمان رواج داشت / مردمان نام های وابسته به کارشان به روی فرزند خود می گذاشتند . نام پدر اشو زرتشت ( پور شسب ) است که ترکیبی است از وتژه ی (( APSA )) به چم اسب که این نام به معنای دارنده ی اسبان خاکستری است . و مادر اشو زرتشت ( دوغدو ) به چم دختر شیر دوش است . پیشه ای که در میان مردم گله دار خالی از احترام و اعتبار نبوده .

او در همه زمینه ها دگرگونی به وجود آورد . از جمله اینکه نخستین فرزندش را ( ایسدواستر ) به چم مردم یار گذاشت . و آخرین دخترش را ( پروچیستا ) به چم پر دانش نامید . این دگرگونی ها موجب پیشرفت ایران و ایرانیان شد . اگر تاریخ به نیکی از کورش و داریوش بزرگ یاد می کند برای این است که گفته های اشو زرتشت را به درستی دریافته بودند .

او می دانست اندیشه چون آگاهی یافت بند گسل می شود / پس باید مردمان آگاه شوند تا جامعه ایستا به جامعه ای پویا مبدل شود . این آگاهی ها موجب شد که فرزندانش بیاموزند که زن و مرد قافیه های غزل زندگی اند و همسانند .

اگر احترام از یکی گرفته شود وزن و قافیه ی زندگی در هم می ریزد . آزادی اندیشه چون در ایران پراکنده شد (( کاوی ها )) و (( کرپان ها )) که از نا آگاهی مردم سود می بردند خشمگین شدند چون می دانستند که (( پیام اشو زرتشت بر پایه ی اندیشه / خرد پاک / محبت و مهر که به راستی و درستی متکی است استوار شده و انسان برگزیده از دید او کسی است که بر شایه اندیشه نیک خود را با (( اشا )) هماهنگ سازد و با کار شایسته و سازنده در پیشرفت انسان کوشا باشد )) .

پنجم دی ماه را به یاد بسپار که اشو زرتشت با (( اهورامزدا )) خلوت کرده بود و به راز و نیاز می پرداخت و به جایی و کسی توجه نداشت که چیز تیزی بر پیکرش فرود آمد و بر سنگفرش آتشکده فرو افتاد و از قوه جاذبه رها شد و بالا رفت بالاتر در آستانه پیوستن به اهورامزدا .

دوستان من در زندگی برای رسیدن به خوشبختی سه چیز را فراموش نکنید ( پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک ) .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 22:47  توسط ساشایان | 

شب چله شبی از پس هزاره ها

 

از دهه و سده گذشته و هزاره ها را پشت سر نهاده ولی همچنان استوار در تار و پود وجودمان حضور دارد . حضوری ریشه دار و پر رمز و راز . حضوری که هنوز هم من و شما را بر آن می دارد تا شبی را در کنار هم و در کنار دیگرانی که دوستشان داریم بیدار باشیم تا بر دمیدن روز / تا بر آمدن خورشید را بنگریم .

هزاران سال است که من و شما در چنین شبی بیدار می مانیم . در چنین شبی که پیشتر ها آن را شب چله می خواندیم و امروز گاهی یلدا و گهگاه چله می نامیم . هنوز هم بیدار می مانیم / بیدار می مانیم تا در این بلند ترین شب سال نور و روشنایی را در پیروزی بر تاریکی و شب یاریگر باشیم .

البته می دانیم که چه بیدار بمانیم و چه نمانیم خورشید باز هم خواهد تابید . ولی من و شما این آخرین شب پاییز را با هم و با خانواده خود بیدار می مانیم تا دیرپاترین شب سال را به امید دیدار خورشید شکست ناپذیر بگذرانیم .

شبی که فردای آن میترا زاده خواهد شد . مهر و روشنایی و تور زاده خواهد شد . ما این شب را هرچه بخوانیم تنها یک شب است . شبی که تنها به شوند ( دلیل ) یک دقیقه با دیگر شب ها تفاوت دارد . تنها یک دقیقه درازتر از شب پیشین است . تنها یک دقیقه . ساده از کنارش مگذر که نیاکانت حتا از کنار یک دقیقه هم نگذشتند و تو هم نه از کنار این یک دقیقه که از کنار آن همه دقت و ژرفنگری مگذر .

از کنار این شب رنگارنگ مگذر شبی که دانه دانه ی رنگهایش را وامدار نهاد هایی است که همگی یاد آور خورشیدند : هندوانه / انار / خرمالو و قصه های مادربزرگ را که شب را به خود مشغول می دارد تا روز فرا رسد و تو خم به ابرو نیاوری .

مردمان این سرزمین تاریخ و طبیعت دیارشان را در هم آمیخته و به آیین ها رنگ و بوی بومی و محلی داده اند . چرا که مردمان هر دیاری زنده اند و هر یک باور و رسومی دارند . باور هایی زیبا و ریشه دار .

شیرازی ها سفره ای رنگین چون نوروز پهن می کنند . همدانی ها فال سوزن می گیرند . خراسانی ها شاهنامه می خوانند و چه بسیار کسانی که دل به ندای بر آمده از دیوان خواجه ی شیراز می سپارند .

به باور ایرانیان باستان نبرد سختی میان نور و تاریکی در جریان است که باید به شکست تاریکی بیانجامد . پس برای دستیابی به این پیروزی باید شاد بود و شادی یک تکلیف است اما این شادی الگوی از پیش نگاشته شده ای ندارد و این نشان از زنده بودن و جریان زندگی در جای جای این بوم و بر دارد و فراتر از آن نشان از زنده بودن این آیین دارد .

آیین چله نشینی هر بخشی از این سرزمین رنگ و بویی دارد . اردبیلی ها چله را سوگند می دهند که زیاد سخت نگیرد . در تبریز عاشیق ها می نوازند و داستان می خوانند و چکامه می سرایند . لرستانی ها (( گندم شیره )) می خورند و سنندجی ها سفره را با دلمه کلم و خربزه هایی که دیرگاهی است به مناسبت این شب در خم ترشی انداخته اند می آرایند .

مردمان دره میان پس از یک خانه تکانی مفصل رخت نو بر تن کرده و به تعداد افراد خانواده شمع روشن می کنند و نیت می کنند که تا سال آینده همچون شمع روشن بمانند . بزرگترهای خراسانی حلوا قلقلی ( کوبیده مغز گردو و بادام و کنجد و دیگر دانه های روغنی که در شیره انگور خوابانده اند ) به کوچکتر ها می دهند .

قزوینی ها سبزی پلو با ماهی دودی می خورند . کرمانی ها نیز تا بر آمدن خورشید بیدار می مانند و به سرور می پردازند . تا قارون ثروتمند در جامه هیزم شکن برایشان هیزم بیاورد / هیزم هایی که روز پس از شب چله به زر تبدیل می شود .

این رسوم و این باور ها از آن مردمان این سرزمین اند . مردمان سرزمینی که شب پیروزی نور بر تاریکی را دوست دارند و برای بزرگداشت این آیین تمام آنچه را که نیکوست و دوست داشتنی / بدون دیگرگونی در پایه و اساس / بر آن افزوده اند .

یادمان باشد ما انسان های زندگی هستیم نه طاعت و بندگی . و پیشیان ما در هر جای این سرزمین به نشان همین خود باوری و زنده بودن ها / باور ها و طبیعت دیارشان را بر آیین ها افزوده اند و این همان رمز ماندگاری آیین هاست . آیین هایی چون بزرگداشت شب چله که از پس هزاره ها هنوز هم زیبا و رنگ به رنگ است و با وجود رسانه ای شدن زندگی ها و تلاش رسانه ها در یکی کردن باور ها / یادها و خاطره ها / هنوز هم بوی زندگی می دهد .

+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 0:47  توسط ساشایان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
۱ - احساس وظیفه ی ما به مام میهن (ایران).

۲ - آشنایی جوانان ایران زمین با میراث اجدادمان که در دوره های تاریخی مختلف از بین و از یاد رفته است .

۳ - دنباله روی از راه بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان (کورش بزرگ) برای رسیدن به صلح و آزادی حقیقی بشر .

۴ - مقابله با فرهنگ های غلط خاوری و باختری و استقلال ملی و استفاده ی درست از سرمایه های ملی برای آیندگان این سرزمین .

۵ - ایجاد همدلی بین تمامی ایرانیان و پارسی زبانان جهان .

۶ - تلاش برای رسیدن به آنچه که لایق نام ایرانی است .


پیوندهای روزانه
من پارسیم
پاینده باد سرزمین کورش بزرگ
arashsnik
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
WWW.Arash Snik.Blogfa.com
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ساشایان